سطرهای آغازین رمان مادونایی با پالتوی خز، نوشتهی صباحالدین علی از بین تمام آدمهایی که تابهحال با آنها روبهرو شدهام، یک نفر شاید بیشترین اثر را روی من گذاشته است. هرچند ماهها سپری شده، بههیچروی نتوانستهام از تأثیرش رها شوم. هروقت با خودم خلوت میکنم، چهرهی بیآلایش رائفاَفَندی در ذهنم جان میگیرد که بهرغم عزلتگزینی مختصرش، موقع رودررو شدن با دیگران تبسمی در چشمهایش مینشست. حالاینکه او اصلاً هم مرد خارقالعادهای نبود. حتی خیلی معمولی، بیهیچ وجه تمایزی، یکی از صدها نفری بود
برچسب: نویسنده: حمید زمانی تاريخ: دوشنبه 9 شهريور 1405 ساعت: 4:35

چند کارگردان در ترکیه رمان مادونایی با پالتوی خز اثر صباحالدین علی را در قالب تئاتر به روی صحنه بردهاند. اینجا تصویر پوستر یکی از این اجراهای نمایشی را میبینید. کارگردان: تانر بارلاس (TANER BARLAS) اجرای نخست: ۲۰۲۳. Sabahattin Ali/ Kürk Mantolu Madoa برای آگاهی بیشتر از برگردان فارسی رمان مادونایی با پالتوی خز روی اینجا کلیک کنید.
برچسب: نویسنده: حمید زمانی تاريخ: دوشنبه 9 شهريور 1405 ساعت: 4:35

پوستر یک اجرای نمایشی دیگر مطابق رمان مادونایی با پالتوی خز ، اثر صباحالدین علی کارگردان: انگین آلکان (Engin Alkan) اجرای نخست: ۲۰۱۷ نیز تصویر یک صحنه از همین تئاتر در پایین فرسته برای آگاهی بیشتر از برگردان فارسی رمان مادونایی با پالتوی خز روی اینجا کلیک کنید. Sabahattin Ali/ Kürk Mantolu Madoa
برچسب: نویسنده: حمید زمانی تاريخ: دوشنبه 9 شهريور 1405 ساعت: 4:35
در بخشی از رمانِ مادونایی با پالتوی خز، نویسنده، صباحالدین علی، به تابلوی Madoa delle Arpie (Madoa of the Harpies/ مادونای هارپیها) اثر نقاشی ایتالیایی آندرئا دِل سارتو (Andrea del Sarto) اشاره میکند که در ۱۵۱۷ م کشیده شده است. در رمان چنین آمده است: «... دربارهی این هنرمند جوان که برای اولین بار اثری را در یک نمایشگاه ارائه میکرد، در حد مقدور، مفصل بحث کرده بود. نوشته شده بود زنِ نقاش که به نظر میرسد بیش از هرچیز میخواهد در مسیر کلاسیکها گام بردارد، بهطرزی شگفتآور در زمینهی بیان
برچسب: نویسنده: حمید زمانی تاريخ: دوشنبه 9 شهريور 1405 ساعت: 4:35
سال ۲۰۱۶ انتشارات پنگوئن در انگلستان ترجمهی انگلیسی رمان مادونایی با پالتوی خز، نوشتهی صباحالدین علیرا منتشر کرد. این برگردان که Madoa in a Fur Coat نام دارد، ترجمهی مائورین فریلی (Maureen Freely) و الکساندر دِیو (Alexander Dawe) است. در زیر تصویر دو چاپ متفاوت این ترجمه را از انتشارات پنگوئن میبینید.
.......مادونایی با پالتوی خز: برگردان فارسی (شرح بیشتر)نشر موم(تهران: ۱۴۰۴)عرضه اینترنتی: یازبوک (اینجا)پخش: کارون (اینجا)Sabahattin Ali/ Kürk Mantolu Madoa
برچسب: نویسنده: حمید زمانی تاريخ: دوشنبه 9 شهريور 1405 ساعت: 4:35
رمان مادونایی با پالتوی خز نخستین بار بهصورت پاورقی در چهلوهشت شمارهی جریدهی حقیقتِ ترکیه ارائه شد. نخستین بخش رمان ۱۸ دسامبر ۱۹۴۰ و آخرین بخش آن هشتم فوریهی ۱۹۴۱ در نشریهی حقیقت به چاپ رسید.
اندکی پیش از چاپ اولین بخش این اثر که در نشریهی حقیقت ـ و نیز در چاپ اول بهصورت کتاب در ۱۹۴۳ ـ داستان بلند نامیده شده، اعلانی برای اطلاعرسانی به این مضمون در روزنامه منتشر میشود: «بهزودی انتشار پیدرپی داستان بلند نویسندهی ارجمند و محترممان، صباحالدین علی را بهمدت ۳۵ روز آغاز خواهیم کرد (تص
برچسب: نویسنده: حمید زمانی تاريخ: دوشنبه 9 شهريور 1405 ساعت: 4:35
در سمت راستْ دریاچهای بزرگ و انبوهِ مردمی را دیدم که روی آن در حال پاتیناژ بودند. میان درختها پیچیدم و به آنسو رفتم. جایجایِ جنگل رد چوباسکیها، طولانی و درهمتنیده، دیده میشد. در درختزارهای احاطهشده با توریهای حصاری، نهالهای کوچک کاج با برفِ نشسته رویشان، عین بچههایی با شنلهای سپید، میلرزیدند. در دوردستْ رستوراندانسینگِ ساحلی و چوبیِ دوطبقهای قرار داشت. روی دریاچه دخترانی با دامنهای کوتاه و پسرانی با شلوارهای سهربع بیوقفه میسُریدند. یکی از پاهایشان را در هوا نگه میداشتند، د
برچسب: نویسنده: حمید زمانی تاريخ: دوشنبه 9 شهريور 1405 ساعت: 4:35
سرانجام یک روز، چیزی که از آن میترسیدم، به سرم آمد. زن جوانی که چند بار در سالن دیده و از خلال صحبتهایش با نقاشان گیسوبُلند و سیاهجامهای که دستمالگردنهای بزرگ میبستند، متوجه شده بودم او هم نقاش است، نزدیکم آمد و گفت: «خیلی دربارهی این نقاشی کنجکاو شدهاید؟ هر روز تماشایش میکنید!» نگاهم را سریعتر بالا آورده و بیدرنگ به زیر انداختم. خندهی بسیار بیمبالات و اندکی استهزاآمیزِ کسی که مقابلم قرار داشت، تأثیر بدی رویم گذاشته بود. کفشهای پاشنهدار نوکتیزش، در یکقدمی، روبهرویم، چنان به
برچسب: نویسنده: حمید زمانی تاريخ: دوشنبه 9 شهريور 1405 ساعت: 4:35
اگر قصد سفارش اینترنتی کتاب مادونایی با پالتوی خز، نوشتهی صباحالدین علی را دارید میتوانید از دو تارنمای یازبوک (اینجا) و شهرکتاب آنلاین (اینجا) اقدام کنید.علاوه بر این توزیع سراسری این کتاب را شرکت پخش کتاب کارون بر عهده دارد. تمام کتابفروشرسانییهای مرتبط با پخش کارون میتوانند آن را از (اینجا) سفارش بدهند و شما بهصورت حضوری از کتابفروشرسانییها تهیه کنید.
در خیابان انقلابِ تهران کتابفروشرسانیی خواززمی، در خیابان ایرانشهر تهران کتابارائهی دی و نیز شهرکتاب مرکزی رمان را عرضه میکنند.
برچسب: نویسنده: حمید زمانی تاريخ: دوشنبه 9 شهريور 1405 ساعت: 4:35
پدرم اهل حَوْران[۱] بود. من آنجا به دنیا آمدم و بزرگ شدم. تحصیلات ابتدایی را همانجا آغاز کردم؛ سپس مدتی به دبیرستان اِدرِمید[۲] که حدود یک ساعت با ما فاصله داشت، میرفتم و برمیگشتم... (مادونایی با پالتوی خز، ص ۵۱)۱. Havran. اکنون شهرستانی است در استان بالیکَسیر (Balıkesir) در غرب ترکیه. استان بالیکسیر یا طبق املای عثمانی، بالیکسَری، مجاورِ دو دریای مرمره و اژه است، اما حوران، بهرغم نزدیکی به دریای اژه، شهری ساحلی نیست. حوران در آن موقع از شهر کوچکتر و از روستا بزرگتر بود. نامش در متنهای
برچسب: نویسنده: حمید زمانی تاريخ: دوشنبه 9 شهريور 1405 ساعت: 4:35